راب ویتال 34 ساله با 19 سال سابقه پرواز قهرمان كایت دنیا در سال 89 و قهرمان پاراگلایدر دنیا در سال 91 است این مطلب برداشتی آزاد از مقاله وی میباشد

هشـت اشتباه عمده در پــرواز


خلبان ما تجربه دویست ساعت پرواز را در طول چهار سال كسب كرده و با یك بال كلاس دو كه سال پیش خریده پرواز میكند . بهترین ركوردش ده كیلومتر است كه سال پیش انجام شده است . فقط آخر هفته و در تعطیلات پرواز میكند . در شرایط ترمال تقریباً راحت بنظر میرسد مگر اینكه شرایط خیلی سخت باشد كه آنموقع كمی عصبی میشود .
خلبان ما آنروز دیر از خواب بیدار شد و برای اینكه هر چه زودتر به سایت برسد صبحانه اش را سریع خورد . 1- به خودش زحمت نداد وضعیت هوا را ببیند . به نظر وی یك روز صاف بهاری شبیه این روزهای پرواز بیاد ماندنی بود . وقتی خلبان ما سر ظهر بلند شد به زحمت باد ضعیفی از دیواره بالا میامد . ولی پس از یكساعت پرواز ، ترمالها قویتر شدند و بالطبع توربولانسها هم بیشتر شدند . 2- با اینكه لذت زیادی نمیبرد ولی تصمیم گرفت به پروازش ادامه دهد چون خیلی دلش میخواست ركورد ده كیلومتری خود را بشكند .3- بعلاوه به هیچ وجه نمی خواست كه همپروازیش كه چند صدمتر جلوتر از وی پرواز میكرد ركورد خود را اضافه كند . هنگامیكه كه ارتفاع زیادی روی دیواره داشت مشكلاتش شروع شد . بنظر میرسید كه باد زیاد شده و ترمالها شدید ، شكسته و مغشوش شده اند .4- دستش شروع به عرق كردن میكند . قلبش سریع میزند و حالتی را كه اصلاً دوست ندارد احساس میكند . عكس العمل او كه معمولاً نرم است اكنون وقتی به توربولانس وارد میشود به اشاره های شدید و سخت تبدیل میشود .5- شروع به جا انداختن خود در صندلی كرده و بطرف جلو خم میشود . دلیلش را نمیداند ولی هر وقت كه اوضاع بد است ، باد زیاد میشود یا میترسد این حالت را بخودش میگیرد . در همین اثنا توربولانس وی را به شدت تكان داده و یك جمع شدگی غیر متقارن ، 60% لبه حمله را جمع میكند . خلبان ما به شدت ترسیده است . 6- " كاری ، عملی " این تنها چیزیست كه به فكرش میرسد . بدین ترتیب با قدرت ، ترمز سمت چپ را برای جبران جمع شدگی طرف راست میكشد . عكس العملش بسیار شدید بوده و بیش از حد ترمز میزند . به همین دلیل بال چرخیده و وارد واماندگی میشود . اینك بال در یك حالت غیر قابل شناخت بین اسپیرال و واماندگی است . با درماندگی ترمزها را رها میكند . در نتیجه بال با چنان شدتی جلو میزند كه فكر میكند هر لحظه درون بال سقوط خواهد كرد . برای كنترل بال كه بنظر از افق هم پائین تر است هر دو ترمز را همزمان و تا انتها میكشد و بال كاملاً از عقب میافتد . خلبان ما دیگر یك عروسك خیمه شب بازی بیش نیست كه دستها و پاهایش به اینطرف و آنطرف پرت میشود . 7- او این زمان و ارتفاع با ارزش را در حالیكه سقوط میكند از دست میدهد و تلاش وی در فهمیدن حركات بالش كه به عقب ، جلو و طرفین میرود بیهوده است . گرمپ !!! این صدایی است كه خلبان ما را به زمین باز میگرداند . دیگر ركورد ده كیلومتری او همیشگی خواهد بود .

معاینــه

اشتباه این خلبان در چه بود ؟
برگردید و نگاهی به صحنه بیاندازید و به شماره های بین متن توجه كنید . بلافاصله متوجه میشوید كه :
1 ـ خلبان ما هوا را چك نكرد . اگر اینكار را میكرد متوجه میشد اینورژنی وجود دارد كه اوایل بعدازظهر میشكند . عاملی كه باعث شدید شدن ترمالها به آن صورت شده بود . هم چنین متوجه میشد كه باید منتظر ورود یك جبهه سرد در اواخر بعدازظهر و پیش بینی افزایش باد در عصر باشد . هیچگاه باد را دست كم نگیرید . باد یك متغیر خیلی پیچیده و مهم برای ما بعنوان خلبانان پاراگلایدر است . باید سعی در درك عمیق آن داشته باشیم چراكه حاشیه ای كه میتوانیم پرواز كنیم بدلیل سرعت كم و جمع شدگیهایمان بسیار باریك است . فهمیدن هوا اولین كلید برای امنیت است . كتاب بخوانید و در تلویزیون و اینترنت مطالعه كنید . باید قادر به ترجمه نقشه های ایزوبار ، نقطه شبنم ، گرادینت دما و خیلی مسائل دیگر باشید .
2 ـ غرور و خواسته های شما دشمنان شما هستند . هنگام پرواز تنها هدفتان باید پرواز با امنیت و لذت بردن باشد . برای شكستن ركورد خود بقیه عمر را فرصت دارید . هرگز از حد و مرز خودتان عبور نكنید . این مرز را بدنتان به شما گوشزد میكند و وقتی این اتفاق افتاد به ندای آن گوش فرا دهید . ندایی كه میگوید به منطقه نا امنی وارد میشوید . اگر آمادگی دارید و از خود مطمئن هستید وارد شوید .
3 ـ بازهم غرور و اینبار دیگران را هم وارد بازی میكنیم . نباید هیچ وقت به خودتان بخاطر دیگران فشار بیاورید . همپروازی خلبان ما یكسابقه هفت ساله و هزار ساعت پرواز دارد و در تمام دنیا پرواز كرده و حتی در بعضی از مكانها نیز درخشیده است . ما همگی با هم فرق میكنیم و باید متناسب با سطح خودمان پرواز كنیم و هیچگاه خود را با دیگران مقایسه نكنیم . ممكن است آنها هم خود را بیش از حد ارزیابی كرده باشند .
4 ـ تمامی زنگهای خطر به صدا در آمده است ، ولی خلبان ما ادامه میدهد . این بزرگترین اشتباه اوست . وقتیكه از پرواز لذت نمیبردید پائین رفته و فرود بیاید . معمولاً در این مواقع مشكلات از شما پیشی گرفته و شروع به اشتباه میكنید . ترس ، استدلال و قضاوت شما را تحت تاُثیر قرار میدهد و باعث عكس العملهای نادرست و اغلب غلط میشود . سعی كنید منظم تنفس كنید ، آرام باشید و خونسردی خود را حفظ كنید . مستقیم بطرف یك محل فرود امن بروید ، درست مثل كاریكه در شرایط عادی انجام میدهید . مانورهای كم كردن ارتفاع بطور صحیح بهترین روش برای جلوگیری از حوادث در این مواقع است .
5 ـ نشستن در جلوی صندلی هیچ كمكی به شما نمیكند . در حقیقت شما برای حل یك موقعیت غیر طبیعی در یك وضعیت غیر طبیعی قرار میگیرید . كنترل بال در حالیكه در لبه صندلی نشسته اید بسیار مشكل است . بهمین دلیل در صندلی بطرف عقب بنشینید . سعی كنید حالت همیشگی را داشته باشید چراكه این وضعیتی است كه برای كنترل بال به آن عادت دارید . متغیر ها را كاهش و از افزایش آن خودداری كنید .
6 ـ تنها پس از درك موقعیت عكس العمل نشان دهید . یعنی از عملی كه انجام میدهید مطمئن باشید . توصیه میشود ترمز را به مقدار كم در جهت مخالف جمع شدگی بكشید . اینكار نه برای جلوگیری از چرخش بلكه برای آهسته كردن آن است . در اكثر مواقع بال در یك نیم چرخ خود به خود باز میشود . اگر اینطور نشد ، یك ترمز كشیده و نرم در قسمت جمع شده باید كارساز باشد . با عدم انداختن وزن بطرف مخالف جمع شدگی اجازه میدهیم كه بال به هر سمتی كه میخواهد برود . این انرژی به ثبات بال كمك میكند . بنظر میرسد اینكار خیلی بهتر از اینست كه خطر تصحیح بیش از حد را بخریم و بال را در موقعیتی بدتر از قبل مثلاً واماندگی قرار دهیم . اغلب تكنیك جبران را هنگامیكه در نزدیكی دیواره و یا خطر برخورد با كسی وجود دارد استفاده میكنند . در اكثر موارد اجازه میدهند تا بال كار خودش را انجام داده و در حالتی از پرواز كه قابل شناسائی است ثبات پیدا كند ، مثلاً اسپیرال و بعد از آن به روشی كه همیشه عمل میشود از آن خارج میشویم .
7 ـ در این مواقع ارتفاع و زمان بسرعت از دست میرود . مغز خلبان چنان گنگ است كه ممكن است فراموش كند كجاست . تمام مدت را به نگاه كردن بال نگذرانید و مواظب ارتفاع باشید چون در این لحظه تنها مسئله مهم همین است .
8 ـ خلبان ما كمكی خود را نكشید ! و بقیه عمر باید افسوس نكشیدن چتر نجات را بخورد . یكی از عواملی كه ما را از مرگ نجات میدهد اینست كه هیچوقت از كشیدن كمكی نترسیم . اگر با ارتفاعی بیش از صد متر سقوط كردید و كمكی شما در جای خود بود ، پولتان را دور ریخته اید . استفاده از كمكی خجالت آور نیست و خوب هم كار میكند . پس لطفاً اگر كنترل را از دست دادید و یا برای حل مسئله خیلی پائین بودید از آن استفاده كنید . بهمین دلیل است كه با چتر كمكی پرواز میكنیم .

نتیجـــه
این نظریه من تئوری نیست . بلكه نتیجه سالها تست بال و همینطور تجربه سالها پرواز و جمع شدگیهای فراوان است . در یك چنین موقعیتی هنوز هم قلبم شدید میزند ولی به اندازه كافی بالم و عكس العملهای آنرا میشناسم ، برای اینكه راحت باشم و حتی لذت ببرم . البته اگر جمع شدگی زیاد شدید نباشد . در چندین سال تست بال بمن ثابت شده كه در چنین مواقعی بهترین كار مداخله نكردن و یا دخالت خیلی كم است . تنها نگاه كردن و منتظر شدن برای دیدن حالتی كه آنرا بشناسم . بیاد داشته باشید كه بالهای تست شده در دی.اچ.وی تا كلاس دو برای در آمدن نیاز به دخالت خلبان ندارد . معنی آن اینست كه بال به تنهایی باز میشود . همیشه به دوستانم كه خلبانان حرفه ای نیستند میگویم كه در موقعیتها و جمع شدگیهای پیچیده هیچ كاری نكنند و سعی در بدست آوردن كنترل نداشته باشند ، تا وقتیكه بال در حالتی قرار گیرد كه آنرا بشناسند (البته با در نظر گرفتن اینكه ارتفاع كافی دارند ) . میدانم كه بنظر عجیب میرسد ولی باور كنید كه از فوق كنترل خیلی بهتر است . بیشترین خطری كه تهدیدتان میكند عكس العمل بیش از حد است كه تبدیل به یكسری حوادث پشت سرهم میشود كه همه چیز را از حالت عادی خارج میكند و شاید آمادگی و تجربه لازم را برای آن نداشته باشید . شاید یك دوره امنیت هم گذرانده اید و امیدوارم در پرواز بشما خوش گذشته و از آن لذت برده باشید . ولی معنی آن این نیست كه آمادگی لازم را خواهید داشت . این دوره ها یك جنگ واقعی را شبیه سازی نمیكنند . جائیكه دشمن نامرئی با چهارصد متر ارتفاع روی دیواره صخره ای به حمله غافلگیرانه دست میزند . دوره امنیت به شما نشان میدهد كه چه اتفاقی میتواند بیافتد . آنهم بر روی آب و شخصی كه با رادیو به شما میگوید چكار كنید و چه موقعی آنرا انجام دهید . برای كنترل و درك این موقعیتها باید هر ماه یك دوره امنیت گذراند . بعلاوه یك جمع شدگی واقعی عكس العملهای بسیار متفاوتی با یك جمع شدگی تحریك شده دارد . بخاطر بسپارید كه اگر شك دارید بهتر است در زمین بمانید . همیشه روز بعد را برای این پرواز بزرگ كه آرزویش را دارید خواهید داشت . اگر هم دیر شده و در هوا هستید سعی كنید آرام باشید و زیاده كنترل نكنید . ببینید واقعاً چه اتفاقی افتاده است . ولی در ارتفاع كم با مشكلی بزرگ حتماً كمكی را پرتاب كنید . مطمئنم كه این توصیه بحثهای زیادی را بدنبال دارد . بهتر ، حتی اگر موافق هم نباشید باعث میشود كه فكر كنید و با فكر كردن به فهمیدن میرسیم .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 شهریور 1388    | توسط: نیما نجاتی    | طبقه بندی: مقالات، پاراگلایدر،     |
نظرات()