مطلب زیر عینا از سایت اوج ایر متعلق به استاد ارجمندم مهدی خان معطری کپی برداری شده و کلیه افعال از قول ایشان میباشد.

مربیان و استادان پـرواز

 مطمئناً همه شما از این لغات اگر نه به کرّات ولی استفاده کرده اید . مربی سوارکاری من خیلی خوب است . استاد سازم عالی می نوازد یا مربی زبان من پرفکت صحبت میکند . خلاصه در جایی و با شخص بخصوصی از این لغات استفاده کرده ایم بدون آنکه تفاوت آنها را بدانیم .

 در حقیقت این دو کلمه بسیار بهم شبیه بوده و تفاوت زیادی ندارند ولی در دنیای پرواز با پارگلایدر در ایران بسیار مهم و قابل تأمل است . در اینجا عادت کرده ایم به هر کسی که خوب پرواز می کند بگوئیم " استاد " ، خوب تا اینجا هیچ اشکالی ندارد ولی چند وقتی است که به اشخاصی که هر دو پایشان حتی برای سوار شدن در خودرو از زمین جدا نمیشود نیز می گوئیم " استـاد " ، واقعاً چرا این گونه است ؟

جواب به ظاهر ساده ولی در حقیقت بسیار پیچیده است . خودتان را جای شخصی بگذارید که با خانواده در حال عبور از کنار یک سایت پروازی است و بطور اتفاقی بالی را در حال پرواز می بیند . از روی کنجکاوی به سایت رفته و مشغول تماشا می شود . احساس می کند که گمشده خویش و چیزی که از دوران بچگی یا سالها بدنبال آن بوده را پیدا کرده است . از اولین نفری که در نزدیکی اوست در مورد پرواز و اینکه چگونه می تواند شروع کند ، سئوال می کند .

 تا اینجا همه چیز عادی است ولی از اینجا به بعد بستگی به شخصی دارد که از وی سئوال شده است . اگر این شخص پرنده ای باشد که فقط بدنبال پرواز خود است ، مربی که از نظر وی خوب است را معرفی می کند . ولی اگر آدمی فرصت طلب باشد خود را مربی معرفی و ضمن دادن کارت ویزیت که این روزها همه چند تایی در جیب دارند ، از خود تعریف و تمجید می کند و گاهی شخصی را که در آسمان در حال پرواز می باشد را بعنوان شاگردش معرفی می کند . این موارد بسیار پیش آمده است .

 خلاصه ( به اصطلاح ) مربی ما که اولین شاگردش را گرفته آموزش وی را با بالی که از یک دوست به عاریه گرفته ، شروع می کند . البته نه در سایتهای متداول پروازی بلکه در گوشه ای که هیچکس نباشد . در طول دوران آموزش نیز از افتخاراتش می گوید . البته برای اثبات ادعاهایش مجبور است به دوست دیگری برای گرفتن بال دونفره رو بزند . سپس با یک سرش تاندم آخرین نصایح را در پرواز به مریدش می گوید .

 حالا هنرجوی این به اصطلاح مربی برای پرواز سلویی ( تنها ) آماده است . به همین منظور ساعت 6 صبح یا 8 بعدازظهر با وی قرار گذاشته تا به سایت بروند . نزدیک طلوع یا غروب خورشید هنرجو هارنس تن کرده و بال به هارنس بسته با یک کلاه موتورسواری آماده است . هنرجو تا دقایقی دیگر به آرزوی دیرینه خود خواهد رسید . همین طور هم می شود یک پرواز بدون بالا و پائین و بسیار آرام و نرم با فرودی نه چندان نرم در پائین البته اگر روی درخت یا موانع دیگر فرود نیاید .

 پس از این پرواز خوب هنرجوی ما دیگر سر از پا نمی شناسد و می خواهد هر طور که شده صاحب یک اکیپ پروازی شود تا هر موقع اراده کرد بتواند پرواز کند . مربی خوبش هم یک بال مناسب دست دوم که فقط 7 سال از عمر آن می گذرد و تنها 450 ساعت پرواز دارد را با متعلقات مربوطه ، برای وی با هزار تلاش پیدا و با قیمتی نجومی در اختیارش قرار می دهد . حال دیگر این هنرجو می تواند پرواز کند .

 وقتی برای اولین بار تنها به سایت میاید و با دیگر پرندگان روبرو می شود ، روز بسیار بدی است . او تازه متوجه اشتباه خود شده و دچار افسردگی می شود . برای بلند شدن با بال خود مشکل دارد زیرا خوب بالا نمی آید و یا خود بواسطه آموزشی که دیده مشکل دارد . تازه قیمت خرید بال را با قیمت بالهای دیگر که نو و آکبند خریده اند را مقایسه کرده و افسرده تر می شود . به هرحال پرنده جدید یک سرش می خورد ولی با اعصابی ناراحت به خانه برمی گردد .

 در بهترین شرایط این پرنده اکیپ پروازی خود را تعویض و با انتخاب یک مربی با تجربه به پرواز ادامه می دهد . ولی اتفاقی که اکثر اوقات می افتد این است که اکیپ خود را فروخته و پرواز را کنار می گذارد زیرا دیگر به کسی در این دنیای وانفسای پرواز اطمینان ندارد ، البته حق هم دارد .

 به نظر شما در اینجا مقصر کیست ؟ عده ای این علاقمند به پرواز را مقصر می دانند که چرا به اندازه کافی تحقیق نکرده و انتخاب درستی انجام نداده است . عده ای دیگر مربی را که بدون داشتن مدرک مربیگری و تجربه کافی و فقط برای کسب درآمد دست به چنین کاری زده است .

 به نظر نگارنده ، آموزش دوره مقدماتی مستلزم داشتن تجربه کافی در پرواز است و صد البته مربی باید بتواند اصول اولیه آئرودینامیک ، هواشناسی و ساختار بال و غیره را به هنرجو منتقل کند . این بدان معنا نیست که با یک دوره آموزشی کوتاه مدت و کمی مطالعه میتوان مربی دوره مقدماتی شد و با فراق خاطر به آموزش پرداخت . بدین ترتیب است که در سایتهای پروازی تعداد مربیان رو به ازدیاد گذاشته است . ولی از آموزش دوره مقدماتی تا آموزش دوره های بالاتر تفاوت بسیار است .

 در حال حاضر میتوان مربیانی را یافت که بدون آنکه خود پروازهای بلند کرده باشند از هنرجوی خود چنین تقاضایی دارند ، یا بدون انجام یک اسپیرال در طول عمرش از هنرجوی خود چنین انتظاری دارد . به نظر شما اگر اتفاقی در انجام یکی از مانورها بیافتد این مربی راه حل مناسبی برای آن خواهد داشت ؟!

جواب این سئوال خیر است چراکه ممکن است یک یا دو بار اتفاقی نیافتد ، ولی اگر فقط یکبار بال از حالت همیشگی خارج شود مربی ذکر شده از حل آن عاجز است و دیگر نمیتواند از موارد ذکر شده در کتابهای پرواز کمک بگیرد . اکثر مربیان در حال حاضر به آموزش دوره مقدماتی مشغولند ، ولی هستند تعدادی که بدون داشتن تجربه کافی و یا حتی یک پرواز خوب در کارنامه خود ، اقدام به گرفتن هنرجو برای دوره های بالاتر می کنند . البته پس از آن نیز پرواز این هنرجو چندان فرقی نکرده است . 

 چندی پیش علیرضا در سایت امامزاده هاشم برای بردن هنرجوی خود ( سلمان عبدلی ) به آبسرد ، تقاضای رادیو کرد . یاد زمانی افتادم که بچه ها را بدنبال خود به دکل امامزاده می کشاندم . یعنی برای رفتن مسافت مربی یا راهنما باید در جلو و هنرجویان پشت سر وی پرواز کنند .

 حال چند نفر را می شناسید که بدین صورت عمل کنند ؟!

 از اینجا به تمام آنهایی که دوره مقدماتی را به اتمام رسانده اند و خود را برای گذراندن دوره متوسطه آماده می کنند توصیه می کنیم که از مهارت مربی یا استاد خود برای دوره ذکر شده اطمینان حاصل کنند .

 از حدود 12 سال پیش وقتی شروع به تدریس پرواز با پاراگلایدر کردم ، خیلی ها را دیده ام که آمده اند و رفته اند . بحث داشتن گواهینامه و اینکه چه کسی مربی است یا صلاحیت دارد از همان زمان تاکنون مرتب تکرار میشود .

 از آن زمان تاکنون و با گذشت این همه سال هنوز به نتیجه روشنی نرسیده ایم و هر کدام از ارگانهای مدعی مدرک خود را صادر میکنند که اگر همه مدارک یکدیگر را هم قبول کنند بازهم جای امیدواریست ولی موضوع اینست که هیچکدام مدرک دیگری را قبول نداشته و تأئید نمی کنند . هنرجویان تازه از راه رسیده یا بهتر بگوئیم عاشقان پرواز که با دیدن اولین نفری که پرواز میکند فکر میکنند کسی را که قرار است به آرزوی دیرینه آنها تحقق ببخشد یافته اند و در این رشته قدم میگذارند ولی پس از چندی بجای پرنده به تئوریسین پرواز مبدل شده و در محل فرود اظهار نظرهای آنچنانی می کنند و این سلسله را تداوم می بخشند .

 اینک کار به جایی رسیده که فرصت طلبان ساز خود را میزنند و برای منافع خویش ، امروز با اینطرفی ها هستند و فردا با آنطرفی ها و اگر لازم باشد با هر دو طرف و همه برای رسیدن به قدرت و سد کردن راه دیگری تلاش می کنند . خلاصه اینکه هر دم از این باغ بری میرسد تازه تر از تازه تری میرسد . ولی خدا را شکر که در دنیای پاراگلایدر باند بازی نیست و همه چیز شفاف و روشن است

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 آبان 1388    | توسط: نیما نجاتی    | طبقه بندی: مقالات،     |
نظرات()